معاون وزیر راه و شهرسازی با اشاره به تأثیر جنگهای اخیر بر اقتصاد کشور و بخش مسکن، گفت: مسئله مسکن صرفاً به میزان عرضه مربوط نمیشود، بلکه کاهش توان اقتصادی خانوارها، دسترسی مردم به مسکن را دشوارتر کرده است. از سوی دیگر تمایل به سرمایهگذاری در بخش مسکن کاهش یافته است، در صورتیکه باید مشکلات بخش خصوصی را حل کنیم؛ چراکه نهایتا ۲۰ درصد از عرضه مسکن دست دولت است و باید بخش خصوصی فعال شود.
زندگی در «زورآباد» بعداز حدود سه دهه مداخله دولت برای حذف این سکونتگاه غیررسمی، یک پیام سیاستی برای مسوولان فعلی و آینده بخش مسکنوشهرسازی دارد. سیاستگذار مساله بدمسکنها را عمدتا به محل سکونت تقلیل میدهد، در نتیجه برای حل آن تصمیم به «جابهجاکردن» آنها میگیرد. در زورآباد کرج همین تصمیم اتخاذ شد؛ اما چون دغدغههای معیشتی، فقر و شرایط شغلی ساکنان دیده نشد، سیاست شکست خورد. ۱۰ حقیقت درباره بدمسکنها وجود دارد که نشان میدهد، «بهبود» در محلههایی که چندمیلیون بدمسکن سکونت دارند، بدون «رضایت» ساکنان جواب نمیدهد.
مهندس جمشید برزگر، نائبرئیس اتاق بازرگانی تبریز در نشست مشترک فعالان اقتصادی آذربایجانشرقی، با فرود عسگری، رئیسکل گمرک ایران، که در اتاق بازرگانی تبریز برگزار شد، با اشاره به اهمیت موقعیت آذربایجانشرقی در حوزه تجارت خارجی، افزود: آذربایجانشرقی در منطقه شمالغرب کشور و در یک موقعیت مهم تجاری قرار دارد و بخش قابل توجهی از صادرات و واردات کشور از این منطقه انجام میشود؛ بنابراین باید برنامهریزیها به گونهای باشد که بتوانیم در راستای حل مشکلات اساسی کشور گام برداریم.
با صلاحیت پایه ارشد مدیریت و اجرا برای شرکتهای بتن سازه آذربایجان، پارس پیدال و هرم عمران آذر و نیز صلاحیت پایه یک مدیریت و اجرا برای شرکتهای بیر، آذرپیمان، ارک سازه سهند و کوثر آذربایجان و نیز صلاحیت پایه یک مدیریت برای شرکت خانه سازی باغمیشه موافقت و جهت طی مراحل صدور پروانه حقوقی به کانون سراسری انبوه سازان ایران منعکس گردید.
سند ملک مهمترین مدرک برای بزرگترین دارایی اغلب خانوادههای ایرانی است و بنابراین صحت اطلاعات آن از اهمیت بالایی برخوردار است. با وجود این، شکل سنتی دریافت «کدپستی» و عدم ارتباط سامانههای رسمی با یکدیگر در کشور باعث شده تا در برخی موارد اطلاعاتی مغایر با واقعیت در اسناد رسمی ملکی به ثبت برسد. در این شرایط فعالان حقوقی بر لزوم ارتباط میان سامانههای رسمی با هدف شفافیت و راحتی بیشتر در مسیر ثبت مالکیت و کاهش ریسک معاملاتی تاکید دارند.
نماگر «موانع تولید» در بخش ساختمان، بهار امسال در بالاترین سطح از پاییز ۱۴۰۱ قرار گرفت. شاخص محیط کسبوکار ویژه فعالیتهای ساختمانی نشان میدهد، ۵عامل دست به دست هم دادند تا نامساعدترین فضای تولید در مقایسه با سه سال گذشته، برای سازندهها در ۱۴۰۵ شکل بگیرد. بزرگترین مانع از نگاه فعالان ساختمانی، «ناپایداری هزینه ساخت» و آخرین آن، «رکود تقاضای خرید» است. رکورد تشدید فضای ضدتولید در بازار ساختوساز ارتباط معناداری با جنگ ۴۰روزه دارد؛ این فرضیه را ردهبندی ۱۷فعالیت اقتصادی با شاخص «آثار منفی حملات نظامی» تایید میکند.
ریسک «پیشخرید» مسکن نسبت به مخاطرات همیشگی این بازار، در بالاترین سطح قرار گرفته، اما متقاضیان همچنان با پیشفروشهای وسوسهبرانگیز مواجه هستند. نوع متفاوتی از قرارداد حقوقی برای دو سمت این بازار میتواند «ریسکهای جدید» این نوع معاملات را کنترل کند.
حراج زمین با هدف «فرزندآوری» نتوانست «روند کاهنده آمار ولادت، بُعد خانوار و میزان ازدواجها» را متوقف کند. بررسیهای «دنیایاقتصاد» از کارنامه ۴ ساله «توزیع زمین برای جوانی جمعیت» نشان میدهد، تاکنون بیشاز ۱۰۰ هزار قطعه ۲۰۰ مترمربعی با امتیاز ویژه در قیمت و امتیاز ویژهتر در پرداخت بهای زمین، برای «فرزند سوم و بیشتر» واگذار شده؛ اما در مقابل، «فرزندنیاوری» به دو دلیل که مهمترین آن «معیشت» بوده، تشدید شده است. هشت ایراد به سیاست «حراج زمین برای بهبود معادله جمعیت» وارد است؛ از جمله اینکه «استعداد سکونتی» این قطعات ۴ برابر «تعریف قانونگذار» است.
از آنجا که ورود سرمایهگذار ساختمانی به محلههای فرسوده، به راحتی شروع «مشارکت در ساخت» در سایر محلههای یک شهر نیست، همیشه «سرعت نوسازی بافت» از ساختوساز در خارج از بافتهای فرسوده شهرها کمتر بود. طی دو دهه گذشته متوسط نوسازی در بافتهای فرسوده معادل حدود یکسوم کل تولید مسکن در هر سال بوده که بیانگر «سهم پایین این مناطق» از جذب سرمایههای ساختمانی است. مساله اصلی «بیرغبتی فعالان ساختمانی برای ورود به بافتفرسوده»، حاشیهسود پایین سرمایهگذاری است.
جنگ و نااطمینانی ممکن است در کوتاهمدت باعث توقف یا کاهش معاملات شود؛ اما اثر مهمتر آن میتواند تغییر ساختار رفتار بازیگران باشد. خانوارها محافظهکارتر میشوند، سازندگان محتاطتر رفتار میکنند، مالکان در برابر کاهش قیمت مقاومتر میشوند و در نهایت مستاجران هم تحرک کمتری از خود نشان میدهند. این تغییر رفتار، بازار را به تعادل جدیدی میرساند؛ اما این تعادل لزوما تعادل مطلوبی نیست.
دولت؛ رهبر ارکستر است نه نوازنده همه سازها! برای توضیح این نقش میتوان از یک استعاره موسیقایی استفاده کرد. در یک ارکستر، سازهای مختلف هرکدام صدای خود را دارند. ویولون، پیانو، فلوت، سازهای کوبهای و دیگر سازها نمیتوانند صدای یکسانی تولید کنند؛ اتفاقا زیبایی ارکستر به همین تفاوت صداها وابسته است. اما اگر هر نوازنده بدون توجه به دیگری بنوازد، نتیجه موسیقی نیست؛ مجموعهای از صداهای ناهماهنگ و گوشخراش است. دولت در سیاست مسکن باید بیشتر شبیه رهبر ارکستر باشد تا نوازندهای که میخواهد همه سازها را خودش بنوازد.
رفاه از دست رفته ایرانیها طی سالهای دهه۹۰ میتوانست با «اصلاح» یکسری مقررات و سیاست در بخش مسکن، تا حدودی به «فشار هزینههای تامین سرپناه و تشدید فقر مسکن» منجر نشود؛ اما نه تنها این اصلاحات رخ نداد که برآیند تصمیمات سیاستگذار به «دورترشدن تقاضا از بازار رسمی خرید و اجاره مسکن» انجامید. درآمد سرانه حقیقی در فاصله ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ به میزان ۳۶درصد کاهش پیدا میکند و همزمان قیمت اسمی و قیمت حقیقی مسکن به ترتیب ۵۴برابر و ۲.۵برابر میشود. بهرغم این کاهش شدید «قدرت خرید خانوارها» به ویژه در تامین سرپناه برای خود، «متراژ» واحدهای مسکونی عرضهشده نهتنها کاهش پیدا نمیکند، بلکه در مسیر موازی «شرایط بحرانی جنس تقاضا» افزایش مییابد. طی دهه۹۰ متوسط مساحت خانههای جدید از ۱۳۱ به ۱۶۰مترمربع و در سال۱۴۰۳ به ۱۷۰مترمربع افزایش یافت. بزرگترشدن واحدهای مسکونی، اثر کوچکتر شدن قدرت خرید خانوارها را در اصلیترین فاکتور هزینهای سبد مصرف یعنی تامین مسکن، تشدید کرده است. اکنون اصلاح ضوابط ساختوساز با هدف عرضه آپارتمانهای متوسط ۵۰مترمربعی، «نیاز فوری» بخش مسکن است که صاحبنظران اقتصادی خواستار اعمال این تصمیم در «طرح جامع مسکن تا ۱۴۱۵» شدند. سیاست «سازگارکردن متراژی عرضه با تقاضا» میتواند در کنار سیاست مسکن اجارهای، جایگزین طرحهایی مثل مسکنمهر و مسکنملی شود که قرار بود «شکستبازار» را مدیریت کنند؛ اما باعث «شکستدولتها» شدند.
تورم اجاره مسکن در کشور برای پنجمین ماه پیاپی، در سطح ۳۱ درصد قرار گرفته و این یعنی «عدم تغییر نرخ رشد اجارهبها از ابتدای سال تاکنون بهرغم افزایش ۱۸واحد درصدی تورم عمومی در همین فاصله»؛ اینکه صاحبخانهها چطور حاضر شدهاند در برابر جهش ۱.۹برابری هزینههای زندگیشان نسبت به سال گذشته همین موقع، به ۱.۳برابر شدن دریافتی از مستاجرها قناعت کنند؛ سوالی است که یکبار ریشه اقتصادی آن مورد بررسی قرار گرفت و اکنون به ریشه سیاسی این اتفاق پرداخته شده است.
پیشنویس جدید ایدههای ارزشمندی دارد؛ بازرسی مستقل، مدیریت پروژه، بیمه مسوولیت، کنترل چرخه عمر، نگهداشت، مدیریت ریسک و پرونده الکترونیکی ساختمان همگی گامهایی ضروریاند. اما مساله این است که بخش بزرگی از مشکلات ساختوساز ایران اساسا در سطح آییننامه قرار ندارد. تا زمانی که قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان در بخشهای بنیادی خود بازنگری نشود، خدمات مهندسی به معنای واقعی به «حرفه» تبدیل نگردد، نظام احراز صلاحیت اصلاح نشود، مالک از مدیریت فنی پروژه کنار نرود، شهرداری از تعارض میان کنترل ساختوساز و درآمدزایی از آن رها نشود و نسبت وزارت راه و شهرسازی و وزارت کشور در حکمرانی ساختمان روشن نشود، تغییر چارت خدمات مهندسی بهتنهایی تحول مورد انتظار را ایجاد نخواهد کرد.
دههها بعداز «انحراف در اجرای قانون نظام مهندسی ساختمان» که باعث «ارائه خدمات غیررقابتی مهندسان و رواج ساختوسازهای مغایر مقررات ملی» شد، سیاستگذار بخش مسکن بالاخره به فکر «اصلاح آییننامه مشکلدار» آن قانون افتاد. پیشنویس آییننامه اجرایی جدید، بازار خدمات مهندسی ساختمان را از «توزیع کار کوپنی بین مهندسان» آزاد میکند؛ بهطوریکه قرار است مالکان «اختیار انتخاب» فرد اصلح برای نظارت بر کار سازنده را پیدا کنند. اصلاحات پیشرو، «فضای رقابتی» بین مهندسان ساختمانی شکل میدهد و اگر بتواند شهرداریها را «مسوولیتپذیر» کند، جلوی «ساختمانسازی غیرساختمانیها» را نیز خواهد گرفت.