مسیر صفحه جاری : کمیسیون ها»آموزش، تحقیقات و همایش های تخصصی»اخبار کمیسیون
اخبار و رویدادها
تله نااطمینانی
2 ساعت پیش by روابط عمومی انجمن

جنگ و نااطمینانی ممکن است در کوتاه‌مدت باعث توقف یا کاهش معاملات شود؛ اما اثر مهم‌تر آن می‌تواند تغییر ساختار رفتار بازیگران باشد. خانوارها محافظه‌کارتر می‌شوند، سازندگان محتاط‌تر رفتار می‌کنند، مالکان در برابر کاهش قیمت مقاوم‌تر می‌شوند و در نهایت مستاجران هم تحرک کمتری از خود نشان می‌دهند. این تغییر رفتار، بازار را به تعادل جدیدی می‌رساند؛ اما این تعادل لزوما تعادل مطلوبی نیست.

?????? ?????...
دولت؛ رهبر ارکستر سیاست مسکن
2 ساعت پیش by روابط عمومی انجمن

دولت؛ رهبر ارکستر است نه نوازنده همه سازها! برای توضیح این نقش می‌توان از یک استعاره موسیقایی استفاده کرد. در یک ارکستر، سازهای مختلف هرکدام صدای خود را دارند. ویولون، پیانو، فلوت، سازهای کوبه‌ای و دیگر سازها نمی‌توانند صدای یکسانی تولید کنند؛ اتفاقا زیبایی ارکستر به همین تفاوت صداها وابسته است. اما اگر هر نوازنده بدون توجه به دیگری بنوازد، نتیجه موسیقی نیست؛ مجموعه‌ای از صداهای ناهماهنگ و گوشخراش است. دولت در سیاست مسکن باید بیشتر شبیه رهبر ارکستر باشد تا نوازنده‌ای که می‌خواهد همه سازها را خودش بنوازد.

?????? ?????...
تامین مسکن در تله متراژ
سه شنبه, شهريور 10, 1405 by روابط عمومی انجمن

رفاه از دست رفته ایرانی‌ها طی سال‌های دهه۹۰ می‌توانست با «اصلاح» یکسری مقررات و سیاست در بخش مسکن، تا حدودی به «فشار هزینه‌های تامین سرپناه و تشدید فقر مسکن» منجر نشود؛ اما نه تنها این اصلاحات رخ نداد که برآیند تصمیمات سیاستگذار به «دورترشدن تقاضا از بازار رسمی خرید و اجاره مسکن» انجامید.  درآمد سرانه حقیقی در فاصله ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ به میزان ۳۶درصد کاهش پیدا می‌کند و همزمان قیمت اسمی و قیمت حقیقی مسکن به ترتیب ۵۴برابر و ۲.۵برابر می‌شود. به‌رغم این کاهش شدید «قدرت خرید خانوارها» به ویژه در تامین سرپناه برای خود، «متراژ» واحدهای مسکونی عرضه‌شده نه‌تنها کاهش پیدا نمی‌کند، بلکه در مسیر موازی «شرایط بحرانی جنس تقاضا» افزایش می‌یابد. طی دهه۹۰ متوسط مساحت خانه‌های جدید از ۱۳۱ به ۱۶۰مترمربع و در سال۱۴۰۳ به ۱۷۰مترمربع افزایش یافت. بزرگ‌ترشدن واحدهای مسکونی، اثر کوچک‌تر شدن قدرت خرید خانوارها را در اصلی‌ترین فاکتور هزینه‌ای سبد مصرف یعنی تامین مسکن، تشدید کرده است. اکنون اصلاح ضوابط ساخت‌‌وساز با هدف عرضه آپارتمان‌های متوسط ۵۰مترمربعی، «نیاز فوری» بخش مسکن است که صاحب‌نظران اقتصادی خواستار اعمال این تصمیم در «طرح جامع مسکن تا ۱۴۱۵» شدند.  سیاست «سازگارکردن متراژی عرضه با تقاضا» می‌تواند در کنار سیاست مسکن ‌اجاره‌ای، جایگزین طرح‌هایی مثل مسکن‌مهر و مسکن‌ملی شود که قرار بود «شکست‌بازار» را مدیریت کنند؛ اما باعث «شکست‌دولت‌ها» شدند.

?????? ?????...
ترجیح موجرها تغییر کرد
دوشنبه, شهريور 09, 1405 by روابط عمومی انجمن

تورم اجاره مسکن در کشور برای پنجمین ماه پیاپی، در سطح ۳۱ درصد قرار گرفته و این یعنی «عدم تغییر نرخ رشد اجاره‌بها از ابتدای سال تاکنون به‌رغم افزایش ۱۸واحد درصدی تورم عمومی در همین فاصله»؛ اینکه صاحب‌خانه‌ها چطور حاضر شده‌اند در برابر جهش ۱.۹برابری هزینه‌های زندگی‌شان نسبت به سال گذشته همین موقع، به ۱.۳برابر شدن دریافتی از مستاجرها قناعت کنند؛ سوالی است که یک‌بار ریشه اقتصادی آن مورد بررسی قرار گرفت و اکنون به ریشه سیاسی‌ این اتفاق پرداخته شده است.

?????? ?????...
بازآرایی خدمات مهندسی یا اصلاح حکمرانی ساختمان؟
پنجشنبه, شهريور 05, 1405 by روابط عمومی انجمن

پیش‌نویس جدید ایده‌های ارزشمندی دارد؛ بازرسی مستقل، مدیریت پروژه، بیمه مسوولیت، کنترل چرخه عمر، نگهداشت، مدیریت ریسک و پرونده الکترونیکی ساختمان همگی گام‌هایی ضروری‌اند. اما مساله این است که بخش بزرگی از مشکلات ساخت‌وساز ایران اساسا در سطح آیین‌نامه قرار ندارد. تا زمانی که قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان در بخش‌های بنیادی خود بازنگری نشود، خدمات مهندسی به معنای واقعی به «حرفه» تبدیل نگردد، نظام احراز صلاحیت اصلاح نشود، مالک از مدیریت فنی پروژه کنار نرود، شهرداری از تعارض میان کنترل ساخت‌وساز و درآمدزایی از آن رها نشود و نسبت وزارت راه و شهرسازی و وزارت کشور در حکمرانی ساختمان روشن نشود، تغییر چارت خدمات مهندسی به‌تنهایی تحول مورد انتظار را ایجاد نخواهد کرد.

?????? ?????...
ساخت‌وساز کوپنی در ایستگاه پایانی؟
پنجشنبه, شهريور 05, 1405 by روابط عمومی انجمن

دهه‌ها بعداز «انحراف در اجرای قانون نظام مهندسی ساختمان» که باعث «ارائه خدمات غیررقابتی مهندسان و رواج ساخت‌وسازهای مغایر مقررات ملی» شد، سیاستگذار بخش مسکن بالاخره به فکر «اصلاح آیین‌نامه مشکل‌دار» آن قانون افتاد. پیش‌نویس آیین‌نامه اجرایی جدید، بازار خدمات مهندسی ساختمان را از «توزیع کار کوپنی بین مهندسان» آزاد می‌کند؛ به‌طوری‌که قرار است مالکان «اختیار انتخاب» فرد اصلح برای نظارت بر کار سازنده را پیدا کنند. اصلاحات پیش‌رو، «فضای رقابتی» بین مهندسان‌ ساختمانی شکل می‌دهد و اگر بتواند شهرداری‌ها را «مسوولیت‌پذیر» کند، جلوی «ساختمان‌سازی غیرساختمانی‌ها» را نیز خواهد گرفت.

?????? ?????...
تناقض تاریخی در بازار مسکن
سه شنبه, شهريور 03, 1405 by روابط عمومی انجمن

عارضه‌ای در بازار مسکن شکل گرفته که شاید به این سادگی قابل برطرف‌شدن نباشد؛ اما چنانچه زمینه‌های رشد آن مهار نشود، حتما به مشکلی حاد تبدیل خواهد شد. شاخص «مازاد واحدمسکونی» که از نسبت کل خانه‌ها به کل خانوارها به‌دست می‌آید، رکورد بیشترین میزان از ابتدای دهه۹۰ را زده و اکنون حدود ۲۰درصد است. در کنار این مازاد تاریخی عرضه، برای اولین‌بار از سال۶۵، شاخص «تراکم خانوار در واحدمسکونی» نیز به عدد یک کاهش یافت. این دو فاکتور، علامت مثبت از «تعادل در بازار مسکن» می‌دهد که در این صورت باید انتظار داشت، مشکلی به نام «خانه‌دارشدن» بین زوج‌ها وجود نداشته باشد؛ اما این فقط یک تصویر اسمی است. به‌رغم سبقت بی‌سابقه عرضه از تقاضا، شرایط مستاجرها نه‌تنها بهتر نشده که سخت‌تر هم شده است. در یک نمونه، نرخ «فقر اجاره‌نشین‌ها» در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۹۰، مطابق آمار رسمی ۲.۳ برابر شد. «تصویر واقعی» این بازار نشان می‌دهد، در ۱.۵دهه گذشته به‌دلیل «سیاست‌های نادرست تامین مسکن»، مسیر عرضه عملا موازی تقاضا بوده و مسکن‌سازی‌ها به هدف اصابت نکرده است. بررسی‌های «دنیای‌اقتصاد» درباره این «تناقض بزرگ»، ۳ علت را شناسایی کرده است. رفع این ماجرا ۲ راهکار دارد.

?????? ?????...
مسکن هست، «زیرساخت» نیست
دوشنبه, شهريور 02, 1405 by روابط عمومی انجمن

متقاضیان مسکن‌های حمایتی چشم‌انتظار تحویل واحدهای خود هستند، اگرچه وزارت راه و شهرسازی به دنبال تکمیل حدود ۱۶۰ هزار واحد مسکن حمایتی تا پایان بهمن امسال است، اما عدم تامین زیرساخت می‌تواند، به‌رغم تکمیل واحدها تحقق کامل این وعده را دچار خلل کند.

?????? ?????...
۶ پرتگاه جاده تامین مسکن
شنبه, مرداد 31, 1405 by روابط عمومی انجمن

سیاست‌‌های «تامین مسکن» طی دست‌کم‌ دو دهه گذشته «موفقیت‌آمیز» نبود؛ چون «استطاعت خرید و اجاره» به جای بهبود، پسرفت کرد. صرف‌نظر از «اوضاع اقتصاد کلان» که بر دسترسی به مسکن اثر منفی گذاشته، سه‌عارضه سیاستی در درون این بخش وجود دارد که یکی از آنها،‌ «لغزش سیاستگذاران» به طرح‌های غیر قابل اجرا و دیگری، شوک به «بدنه کارشناسی» با تغییر دولت‌ها است.

?????? ?????...
شارژ ناقص وام مسکن
چهارشنبه, مرداد 28, 1405 by روابط عمومی انجمن

سقف وام خرید مسکن ۲برابر شد؛ اما عیار آن به ۵مترمربع هم نمی‌رسد.  متولی تامین مالی بخش مسکن و ساختمان، رقم وام‌های خرید، ساخت و تعمیرات را در تهران، شهرهای‌بزرگ و شهرهای کوچک افزایش داد. در تهران، یک‌میلیارد تومان برای خرید خانه تسهیلات داده می‌شود. «دنیای‌اقتصاد» از ۵منظر به پرسش‌ها درباره تسهیلات جدید پرداخته و به آنها پاسخ داده است.

?????? ?????...
  
عضویت در خبرنامه
نام
نام خانوادگی
ایـمیل

ذخیره اطلاعات
  
اخبار کمیسیون آموزش، تحقیقات و همایش های تخصصی
  
بایگانی اخبار
فقر شهری در ایران معاصر چه مشخصه هایی دارد؟
دوشنبه, تير 22, 1405 by روابط عمومی انجمن

به گزارش روابط عمومی انجمن انبوه سازان مسکن و ساختمان آذربایجان شرقی، اگر بخواهیم فقر شهری در ایران را صرفا با دال‌هایی نظیر «حاشیه‌نشینی»، «سکونتگاه غیررسمی» یا «آسیب اجتماعی» صورت‌بندی کنیم، در واقع بخش تعیین‌کننده‌ای از منطق بازتولید این پدیده را از منظر تحلیلی فرو می‌گذاریم. فقر شهری در ایران معاصر دیگر فقط در حواشی جغرافیایی شهرها استقرار ندارد، بلکه به‌نحو درون‌ماندگار در تار و پود زیست شهری رسوخ کرده و خود را در سازوکار قیمت‌گذاری مسکن، کیفیت نابرابر تحرک‌پذیری شهری، فرسایش زمان روزمره در رفت‌وآمد، دسترسی نامتقارن به خدمات عمومی و حتی در امکان یا امتناع ماندگاری در شهر متجلی ساخته است.

از این‌رو، برای فهم وضعیت کنونی، شاید نیازمند مفهومی باشیم که بتواند این فرآیند تدریجی اما ساختاری را بهتر نام‌گذاری کند: «زیست‌فروکاه»؛ وضعیتی که در آن حیات شهری نه به‌صورت دفعی، بلکه از خلال فرآیندهای انباشتی و فرساینده، به حداقل‌های زیستی ناپایدار و تقلیل‌یافته فروکاسته می‌شود. در وضعیت زیست‌فروکاه، شهر به‌مثابه فرم کالبدی همچنان پابرجاست، اما سوژگی شهروندی کامل از ساکنان آن سلب می‌شود؛ فرد در شهر حضور دارد، اما از امکان بهره‌مندی موثر از مواهب شهر، استقرار در مرکز، دستیابی به مسکن باثبات، و افق‌مندی برای آینده محروم می‌ماند.

این مفهوم به‌خوبی دلالت دارد بر اینکه فقر شهری را نمی‌توان به سادگی در قالب کمبود درآمد یا نقصان معیشتی تقلیل داد، بلکه باید آن را همچون شکلی از فشار ساختاری بر بازتولید زندگی روزمره فهم کرد. در ایران، یکی از عینی‌ترین تجلیات این فشار، در حوزه مسکن قابل مشاهده است. بنا بر داده‌های بازنشرشده از آمارهای رسمی، سهم هزینه مسکن از کل هزینه خانوار شهری در سال ۱۴۰۳ به ۴۳.۷درصد رسیده و در سال ۱۴۰۲ نیز حدود ۴۲.۴درصد بوده است. این در حالی است که این نسبت در فاصله سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۶ عموما در بازه ۲۹ تا ۳۳ درصد نوسان داشت. این جابه‌جایی صرفا یک تحول کمّی در شاخص‌های هزینه‌ای نیست، بلکه بیانگر نوعی دگرگونی کیفی در سازمان‌یافتگی زیست شهری است؛ به این معنا که بخش وسیعی از طبقات متوسط و فرودست شهری، دیگر نه در افق «ارتقای کیفیت زندگی»، بلکه صرفا برای «تداوم حضور» در شهر، ناگزیر از تخصیص سهمی فزاینده از منابع محدود خود به تامین مسکن شده‌اند.

زمانی که نزدیک به نیمی از سبد هزینه خانوار صرف تامین سرپناه می‌شود، گفتارهایی نظیر «حق به شهر» به‌نحو فزاینده‌ای به سطحی انتزاعی و تهی از مادیت اجتماعی رانده می‌شوند؛ چرا که حق به شهر، بدون تضمین حق به مسکن، در نهایت به یک شعار هنجاری فاقد پشتوانه عینی تقلیل می‌یابد.

با این همه، فقر شهری در ایران را نمی‌توان به بحران افزایش اجاره‌بها و تنگنای مسکن فروکاست. این فقر به‌طور همزمان با گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی و تثبیت محله‌های فرودست درون‌شهری، ابعاد پیچیده‌تری یافته است. بر پایه برخی گزارش‌های مبتنی بر داده‌های رسمی، جمعیت ساکن در سکونتگاه‌های غیررسمی از حدود ۱۰‌میلیون نفر در سال ۱۳۹۰ به ۱۲.۵میلیون نفر در سال۱۳۹۸ افزایش یافته و حدود ۲۰درصد جمعیت شهری را دربرگرفته است. در گزارشی دیگر نیز از شناسایی حدود ۶.۲میلیون نفر در محله‌ها و پهنه‌های حاشیه‌ای و غیررسمی در سرشماری۱۳۹۵ سخن به میان آمده است. فارغ از تفاوت‌های روش‌شناختی این برآوردها، دلالت مشترک آنها روشن است؛ حاشیه‌نشینی در ایران دیگر یک وضعیت استثنایی، انتقالی یا موقتی نیست، بلکه به جزء تثبیت‌شده‌ای از منطق سازمان فضایی شهر ایرانی بدل شده است.

با این حال، باز هم نمی توان مساله را صرفا در گسترش فقر در حواشی پیرامونی شهرها خلاصه کرد. همان‌گونه که دکتر محمدسعید ایزدی در مصاحبه‌اش با اکوایران اشاره می‌کند، بخشی از فقر شهری در هسته‌های تاریخی و مرکزی شهرها رسوب می‌کند؛ فضاهایی که در نتیجه فرسودگی کالبدی، افت سرمایه‌گذاری، تخلیه تدریجی جمعیت و کاهش کیفیت زیرساخت و خدمات، به‌مرور به کانون‌های فرودستی بدل می‌شوند. در اینجا با پدیده‌ای مواجهیم که می‌توان آن را «حاشیه در مرکز» نامید؛ یعنی نوعی از حاشیه‌‌نشینی که نه در لبه جغرافیایی شهر، بلکه در متن و میانه آن تولید می‌شود. اهمیت این مفهوم برای تحلیل شهرهای ایران در آن است که دوگانه کلاسیک «مرکز برخوردار/حاشیه محروم» را به چالش می‌کشد. در وضعیت کنونی، ممکن است محله‌ای از حیث مکان‌یابی فضایی در مرکز شهر واقع شده باشد، اما از نظر کیفیت زیست، دسترسی به خدمات، ظرفیت بازتولید اجتماعی و منزلت فضایی، در حاشیه‌ای‌ترین موقعیت ممکن قرار گیرد. از این منظر، حاشیه‌‌نشینی بیش از آنکه صرفا یک موقعیت مکانی باشد، نوعی وضعیت ساختاریِ محرومیت‌یافته است.

در این میان، سیاستگذاری شهری در ایران غالبا با نوعی نگاه کالبدمحور، تقلیل‌گرایانه و شیء‌انگار به مساله مواجه شده است. به‌جای آنکه فقر شهری به‌مثابه برونداد همزمان مناسبات نابرابر بازار مسکن، شکاف‌های درآمدی، تمرکز فضایی خدمات، برنامه‌ریزی ناعادلانه و ضعف حکمرانی شهری فهم شود، به «مشکل سکونتگاه‌های غیررسمی» یا «بافت فرسوده» تقلیل یافته است. پیامد این تقلیل‌گرایی آن است که مداخله عمومی بیش از آنکه معطوف به سازوکارهای مولد فقر باشد، به سطوح ظاهری و نمودهای فیزیکی آن معطوف می‌شود. برای نمونه، هنگامی که هدف اصلی نوسازی یک محله به بهبود نما، تعریض معبر یا بازآرایی کالبدی محدود شود، اما مسائل اشتغال، حمل‌ونقل، آموزش، سلامت، امنیت معیشتی و ظرفیت بازتولید اجتماعی ساکنان نادیده گرفته شود، حاصل کار چیزی جز بازآرایی فرم و تثبیت فرودستی نخواهد بود. به بیان دیگر، با نوعی وضعیت مواجهیم که می‌توان آن را «ترمیم پوسته و بازتولید محرومیت» نامید؛ دیوارها نوسازی می‌شوند، اما زیست جهان ساکنان همچنان در مدار کم‌امکانی بازتولید می‌شود.

نکته مهم دیگر آن است که فقر شهری در ایران واجد خصلتی بین‌نسلی و بازتولیدشونده شده است. هنگامی که خانوار ناگزیر می‌شود بخش مسلطی از درآمد خود را صرف اجاره یا هزینه‌های مسکن کند، به‌طور همزمان ظرفیت پس‌انداز، امکان انباشت سرمایه فرهنگی، فرصت ارتقای مهارتی، سرمایه‌گذاری آموزشی و حتی امکان جابه‌جایی مکانی خود را از دست می‌دهد. این به آن معناست که فقر نه فقط اکنون زندگی، بلکه آینده و افق تحرک اجتماعی را نیز مستعمره می‌کند. کودکی که در محله‌ای فرودست رشد می‌کند، صرفا با کمبود امکانات آموزشی مواجه نیست؛ او درون شبکه‌ای از محرومیت‌های درهم‌تنیده جامعه‌پذیر می‌شود؛ مدرسه‌ای کم‌کیفیت‌تر، حمل‌ونقلی فرسوده‌تر، فضای عمومی محدودتر، اضطرابی مزمن‌تر، فرصت‌های شغلی نحیف‌تر، و افق زندگی‌ای تنگ‌تر. از همین‌جاست که مفهوم «زیست‌فروکاه» اهمیت می‌یابد: حیات اجتماعی نه به‌صورت دفعی، بلکه از خلال سازوکارهای فرسایشی، انباشتی و ساختاری کوچک و کوچک‌تر می‌شود.

اگر بخواهیم این وضعیت را در سطح نظری صورت‌بندی کنیم، ناگزیر باید از تبیین‌های تک‌عاملی عبور کنیم. این پدیده حاصل برهم‌کنش چندین فرآیند ساختاری است؛ رانتی‌شدن زمین و مسکن، تورم مزمن دارایی‌های شهری، تمرکز فرصت‌های شغلی در چند کلان‌شهر، ضعف نظام مسکن اجتماعی، گسترش اشتغال غیررسمی و نابرابری فضایی در توزیع خدمات و زیرساخت‌ها. به تعبیر دیگر، شهر برای گروهی به سازوکار انباشت و تولید ثروت بدل شده و برای گروهی دیگر به ماشین بلع مستمر درآمد و فرسایش امکانات زیستن. هرچه شهر گران‌تر، متراکم‌تر و نامتوازن‌تر می‌شود، شکاف میان «ساکن بودن» و «شهروند بودن» نیز عمیق‌تر می‌شود. ممکن است فردی در شهر زندگی کند، اما از مدرسه مناسب، درمانگاه در دسترس، فضای سبز، امنیت، تحرک‌پذیری قابل اتکا و مسکن باثبات محروم باشد؛ این دقیقا همان جایی است که فقر شهری از حدود سنجه‌های کلاسیک فقر مطلق فراتر می‌رود و به صورت نوعی محرومیت چندبعدی فضامند آشکار می‌شود.

بر این اساس، راه‌حل مساله نیز نمی‌تواند به افزایش صرفِ ساخت‌وساز یا مداخلات عمرانی محدود شود. سیاست شهری اگر بخواهد واقعا با فقر شهری درگیر شود، باید از منطق «تخریب/نوسازی» فاصله بگیرد و به سمت توزیع عادلانه فرصت‌های شهری حرکت کند. این امر مستلزم مداخله در سازوکار بازار زمین و مسکن، توسعه واقعی مسکن استطاعت‌پذیر، ارتقای خدمات عمومی در محلات فرودست، تقویت حمل‌ونقل عمومی و به‌رسمیت‌شناختن ساکنان سکونتگاه‌های غیررسمی به‌مثابه سوژه‌های حق‌مند شهری است، نه به‌مثابه مساله‌ای امنیتی یا مدیریتی. در غیاب چنین چرخشی، فقر شهری همچنان در کالبد شهر ته‌نشین می‌شود و در هر دوره فقط صورت فضایی و نمادین خود را تغییر می‌دهد.

در نهایت، شاید مهم‌ترین نکته آن باشد که فقر شهری در ایران را نباید صرفا یک «عارضه حاشیه‌ای» تلقی کرد، بلکه باید آن را بخشی از منطق مسلط تولید و سازمان‌دهی شهر دانست. شهری که برای تداوم رشد خود، بخشی از جمعیت را به حاشیه می‌راند، بخشی را در درون خود فرسوده می‌کند و بخشی دیگر را در وضعیت تعلیق دائمی نگه می‌دارد، در حقیقت از درون نابرابری تولید می‌کند. مفهوم «زیست‌فروکاه» تلاشی است برای نام‌گذاری همین سازوکار: شهری که زندگی را به حداقل‌های ممکن تقلیل می‌دهد، اما همچنان از ساکنانش انتظار دارد در آن بمانند، کار کنند، مصرف کنند و دوام بیاورند. در این نقطه، مساله دیگر صرفا فقر نیست؛ مساله، شکل خاصی از شهرِ نابرابر است که فرودستی را نه در حاشیه، بلکه در متن منطق بازتولید خود حمل می‌کند.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد