مسیر صفحه جاری : کمیسیون ها»پیگیری های اداری»برنامه های عملیاتی
اخبار و رویدادها
آستانه تحمل بحران مسکن
3 روز پیش by روابط عمومی انجمن

کارنامه ۵ ساله «۴‌میلیون مسکن طی چهار سال» روز گذشته منتشر شد و راندمان واقعی طرح «مسکن‌ملی» را مشخص کرد: احداث زیر ۸۰۰ هزار واحد مسکونی از شهریور سال۱۴۰۰ تاکنون و تحویل فقط ۱۰۷ هزار خانه که ۸۰درصد آنها طی ۲سال اخیر تکمیل شده است. در گزارش رسمی دولت، دست‌کم ۲ علت مردودی طرح مسکن‌سازی دولتی به شکل غیرمستقیم شرح داده شده است. مردم به جای بانک‌ها «تامین مالی» مسکن‌ملی را به دوش می‌کشند؛ به‌طوری‌که سهم غالب پرداختی به پیمانکاران از محل «آورده‌ نقدی» است نه «وام ساخت». نارسایی دوم طرح، نبود بودجه و عدم همکاری دستگاه‌ها و استانداری‌ها برای تامین زیرساخت‌های زمین‌های ۹۹ساله است. در حال حاضر به‌رغم «آشکار شدن» قطار مشکلات سیاست مسکن‌سازی دولتی به پشتوانه زمین‌های فاقد کمترین «امکانات زندگی»، برخی سیاستگذاران اصرار به پهن‌تر شدن دامنه «واگذاری زمین و ثبت‌نام مسکن دولتی ملکی از خانه‌اولی‌های کم‌درآمد» دارند. دکتر حسین‌ عبده‌تبریزی اما در مقاله جدیدی که تحت عنوان «۵ سال بحران مسکن بی‌سابقه طی ۵۰ سال گذشته» به «دنیای‌اقتصاد» ارائه کرده، خطاب به دولت پزشکیان خواستار پرهیز دولتمردان از «اعلام وعده‌های بزرگ ساختمانی» شده است. او در تحلیل خود با تاکید بر اینکه «افزایش آمار ثبت‌نام از متقاضیان مسکن و کلنگ‌زنی پروژه‌ها، موفقیت محسوب نمی‌شود» هشدار می‌دهد: آورده نقدی پیش‌خریداران مسکن‌مهر و مسکن‌ملی از برآوردهای روز اول دولت‌ها بیشتر شد. این مخاطره ناشی از ۴مساله در این طرح‌ها است که با گسترش دادن ابعاد طرح می‌تواند به فرسایش اعتماد عمومی منجر شود. در این بررسی، بحران عدم دسترسی حقوق‌بگیران و کم‌درآمدها به مسکن مناسب نه فقط به خاطر «رشد قیمت خانه» که عمدتا ناشی از «افت درآمد واقعی خانوارها توام با تورم مزمن» عنوان شده است؛ چالشی که «آستانه تحمل» مستاجرها را تا مرحله حذف هزینه درمان، کاهش کیفیت خوراکی،‌ فروش دارایی و مهاجرت به مسکن نامناسب تغییر داده است. او ضمن معرفی «راه گذار پایدار از این وضعیت»، در شرایط موجود ۴ سیاست فوری، محدود و ضروری به دولت پیشنهاد کرده است.

?????? ?????...
سپر نامرئی رشد اجاره مسکن
شنبه, آبان 09, 1405 by روابط عمومی انجمن

سرعت افزایش اجاره‌بها در کشور برای هشتمین ماه پیاپی نسبت خود را با میزان تورم عمومی حفظ کرد؛ طی این مدت نرخ رشد اجاره مسکن کمتر از نصف نرخ تورم بوده است.  بررسی‌ها نشان می‌دهد، یک عمل مرتبط با معیشت مستاجرها به دستگاه کنترل نامحسوس تورم اجاره تبدیل شده است.

?????? ?????...
معامله عادی با سند سبز در دادگاه معتبر نیست/شناسه یکتا مانع فروش یک واحد به چند نفر می‌شود
شنبه, آبان 09, 1405 by روابط عمومی انجمن

وزیر دادگستری با تأکید بر ضرورت اجرای قانون الزام به ثبت رسمی معاملات، نسبت به بی‌اعتباری معاملات عادی املاک دارای سند سبزرنگ هشدار داد و خواستار اطلاع‌رسانی گسترده درباره مهلت‌های تعیین شده در اجرای قانون ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول شد.

?????? ?????...
تورم نقطه به نقطه مسکن در مهرماه 1405 به 34.2درصد رسید
پنجشنبه, آبان 07, 1405 by روابط عمومی انجمن

بر اساس گزارش ارائه شده توسط مرکز آمار، نرخ تورم ماهانه بخش مسکن در مهرماه 3.5 درصد، تورم نقطه به نقطه (نسبت مهر امسال نسبت به مهر سال گذشته) ۳۴.۲ درصد و تورم سالانه بخش مسکن 32.7درصد افزایش داشته است. 

?????? ?????...
افق مسکن تا پایان سال
سه شنبه, آبان 05, 1405 by روابط عمومی انجمن

آینده بازار مسکن و مهم‌ترین متغیر آن یعنی روند قیمت، با نظرسنجی از ۱۸اقتصاددان و صاحب‌نظر اقتصاد مسکن مورد بررسی قرار گرفت.  پیش‌از پرداختن به سرنوشت بازار ملک طی ماه‌های باقی‌مانده از سال۱۴۰۵، تحلیل اتفاقاتی که در ماه‌های گذشته از سال جاری رخ داد، اهمیت دارد.  متوسط «قیمت‌فروشنده» در بازار مسکن شهر تهران از ابتدای سال تاکنون ۷۶درصد افزایش پیدا کرده و تورم نقطه‌ای ملک نیز ۱۳۵درصد شده که این نرخ اگرچه از بازدهی سالانه همه بازارهای موازی کمتر است، اما نشان می‌دهد سرعت افزایش قیمت خرید آپارتمان نسبت به سال گذشته، بسیار تند شده است.  در این نظرسنجی، نقش‌اول محرک قیمت مسکن از بین سه فاکتور «جهش دلار، انتظارات تورمی در جامعه و رشد هزینه ساخت» شناسایی شد. همچنین برآورد میزان رشد آتی قیمت نسبی مسکن در مقایسه با نوسان قیمت بازارهای موازی با لحاظ «حفظ شرایط سیاسی فعلی» پرسش دیگری است که کارشناسان سناریوی محتمل را برای آن اعلام کرده‌اند.  تحلیل‌های مکمل صاحب‌نظران درباره افق بازار مسکن۱۴۰۵ حاکی است، تحت‌تاثیر رکود اقتصادی، قدرت خرید فعلی توانایی لازم برای جابه‌جایی بزرگ قیمت ملک را ندارد.

?????? ?????...
مهلت بخشودگی ۱۰۰ درصدی جرایم مالیات بر ارزش افزوده تابستان تا ۲۴ آبان
يکشنبه, آبان 03, 1405 by روابط عمومی انجمن

سازمان امور مالیاتی کشور با صدور بخشنامه‌ای، مهلت بهره‌مندی مؤدیان از بخشودگی ۱۰۰ درصدی جرایم مالیات بر ارزش افزوده دوره تابستان ۱۴۰۵ و تکمیل اطلاعات معاملات این دوره در سامانه مؤدیان را تا پایان روز ۲۴ آبان‌ماه تمدید کرد.

 

?????? ?????...
بازگشت مسکن به خط دلار
شنبه, آبان 02, 1405 by روابط عمومی انجمن

قیمت مسکن در ماه گذشته بالاترین رشد ‌نقطه‌ای ۱۳.۵سال اخیر را تجربه کرد. بررسی‌های «دنیای‌اقتصاد» نشان می‌دهد، این افزایش بیشتر از آنچه ناشی از «عمق‌بخشی به معاملات از سمت خریداران» باشد، نتیجه انعکاس بخشی از انتظارات تورمی به بازار ملک است.

?????? ?????...
بورس و طلا؛ پیشتاز بازارها
پنجشنبه, مهر 30, 1405 by روابط عمومی انجمن

بازارهای دارایی در میانه تشدید ریسک‌های سیاسی و اقتصادی، سالی پرنوسان را پشت سر گذاشته‌اند؛ با این حال، طلا و بورس در رقابت بازدهی یک‌ساله، پیشتاز سایر بازارها بوده‌اند. در یک‌سال اخیر، طلا با بازدهی ۱۸۱درصدی و بورس و سکه با رشد ۱۶۸درصدی، بیشترین بازدهی را ثبت کردند. بازار سهام، با وجود وقفه ۸۰روزه معاملات و ازسرگیری فعالیت از ۲۹اردیبهشت، در هفت ماه نخست سال عملکردی فراتر از انتظار ثبت کرده است. بورس با بازدهی ۱۲۰درصدی در هفت‌ماه نخست سال رتبه نخست را در میان بازارهای دارایی به خود اختصاص داد و دلار در جایگاه دوم قرار گرفت. در مقیاس ماهانه، اما سکه‌ها پیشتاز شدند؛ به‌طوری‌که نیم‌سکه با بازدهی ۱۸درصدی در صدر بازارها ایستاد و ربع‌سکه نیز بازدهی ۱۷درصدی را ثبت کرد. این تفاوت در عملکرد بازارها نشان می‌دهد رقابت برای کسب بازدهی همچنان ادامه دارد؛ رقابتی که با توجه به تداوم نااطمینانی‌های داخلی و خارجی، احتمالا تا پایان سال میان بورس و طلا ادامه خواهد یافت.

?????? ?????...
پشت صحنه رکورد مالکیت مسکن
پنجشنبه, مهر 30, 1405 by روابط عمومی انجمن

نرخ مالکیت مسکن در خانوارها براساس گزارش مرکز آمار ایران با حدود یک واحد درصد افزایش به بالاترین میزان از سال۱۴۰۰ رسیده و همزمان سهم اجاره‌نشین‌ها از کل خانوارهای شهری نیز افت کرده است.  ظاهر این داده‌ها «بهبود دسترسی به مسکن مناسب ملکی» و کاهش جمعیت اجاره‌نشین را نشان می‌دهد.  اما رجوع به آمارهای مکمل از جمله تعداد خانوارهای مالک و مستاجر مشخص می‌کند، اوضاع مستاجرها الزاما بهبود پیدا نکرده؛ چراکه تعداد خانوارهای مستاجر حدود ۲۰هزار خانوار زیاد شده است.  ۶فرضیه برای رشد نرخ مالکیت وجود دارد.

?????? ?????...
ماموریت غیرممکن مسکن تا ۱۴۰۷
سه شنبه, مهر 28, 1405 by روابط عمومی انجمن

دو هدف‌گذاری‌ برنامه هفتم در بخش مسکن، با تصمیم دولت و در قالب «اصلاح احکام قانون برنامه ۵ ساله»، متناسب با واقعیت‌های اقتصادی کشور تعدیل می‌شود.  این قانون مکلف کرده بود سالانه یک‌میلیون مسکن جدید در کشور ساخته شود که ۲۰۰هزار واحد آن «مسکن‌حمایتی» است. اما با استناد به ۳فاکتور، برنامه تولید تا ۱۴۰۷ به سالی ۷۴۰هزار واحد کاهش پیدا می‌کند.  دومین ماموریت دولت در این قانون، «عرضه زمین ۹۹ساله معادل ۵ برابر مساحت شهر تهران» طی ۵سال است که دوبرابر «توان تامین اراضی به معنای واقعی زمین قابل‌زیست» است.

?????? ?????...
  
عضویت در خبرنامه
نام
نام خانوادگی
ایـمیل

ذخیره اطلاعات
  
برنامه های عملیاتی کمیسیون پیگیری های اداری

در دست اقدام

  
بایگانی اخبار
فقر شهری در ایران معاصر چه مشخصه هایی دارد؟
دوشنبه, تير 22, 1405 by روابط عمومی انجمن

به گزارش روابط عمومی انجمن انبوه سازان مسکن و ساختمان آذربایجان شرقی، اگر بخواهیم فقر شهری در ایران را صرفا با دال‌هایی نظیر «حاشیه‌نشینی»، «سکونتگاه غیررسمی» یا «آسیب اجتماعی» صورت‌بندی کنیم، در واقع بخش تعیین‌کننده‌ای از منطق بازتولید این پدیده را از منظر تحلیلی فرو می‌گذاریم. فقر شهری در ایران معاصر دیگر فقط در حواشی جغرافیایی شهرها استقرار ندارد، بلکه به‌نحو درون‌ماندگار در تار و پود زیست شهری رسوخ کرده و خود را در سازوکار قیمت‌گذاری مسکن، کیفیت نابرابر تحرک‌پذیری شهری، فرسایش زمان روزمره در رفت‌وآمد، دسترسی نامتقارن به خدمات عمومی و حتی در امکان یا امتناع ماندگاری در شهر متجلی ساخته است.

از این‌رو، برای فهم وضعیت کنونی، شاید نیازمند مفهومی باشیم که بتواند این فرآیند تدریجی اما ساختاری را بهتر نام‌گذاری کند: «زیست‌فروکاه»؛ وضعیتی که در آن حیات شهری نه به‌صورت دفعی، بلکه از خلال فرآیندهای انباشتی و فرساینده، به حداقل‌های زیستی ناپایدار و تقلیل‌یافته فروکاسته می‌شود. در وضعیت زیست‌فروکاه، شهر به‌مثابه فرم کالبدی همچنان پابرجاست، اما سوژگی شهروندی کامل از ساکنان آن سلب می‌شود؛ فرد در شهر حضور دارد، اما از امکان بهره‌مندی موثر از مواهب شهر، استقرار در مرکز، دستیابی به مسکن باثبات، و افق‌مندی برای آینده محروم می‌ماند.

این مفهوم به‌خوبی دلالت دارد بر اینکه فقر شهری را نمی‌توان به سادگی در قالب کمبود درآمد یا نقصان معیشتی تقلیل داد، بلکه باید آن را همچون شکلی از فشار ساختاری بر بازتولید زندگی روزمره فهم کرد. در ایران، یکی از عینی‌ترین تجلیات این فشار، در حوزه مسکن قابل مشاهده است. بنا بر داده‌های بازنشرشده از آمارهای رسمی، سهم هزینه مسکن از کل هزینه خانوار شهری در سال ۱۴۰۳ به ۴۳.۷درصد رسیده و در سال ۱۴۰۲ نیز حدود ۴۲.۴درصد بوده است. این در حالی است که این نسبت در فاصله سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۶ عموما در بازه ۲۹ تا ۳۳ درصد نوسان داشت. این جابه‌جایی صرفا یک تحول کمّی در شاخص‌های هزینه‌ای نیست، بلکه بیانگر نوعی دگرگونی کیفی در سازمان‌یافتگی زیست شهری است؛ به این معنا که بخش وسیعی از طبقات متوسط و فرودست شهری، دیگر نه در افق «ارتقای کیفیت زندگی»، بلکه صرفا برای «تداوم حضور» در شهر، ناگزیر از تخصیص سهمی فزاینده از منابع محدود خود به تامین مسکن شده‌اند.

زمانی که نزدیک به نیمی از سبد هزینه خانوار صرف تامین سرپناه می‌شود، گفتارهایی نظیر «حق به شهر» به‌نحو فزاینده‌ای به سطحی انتزاعی و تهی از مادیت اجتماعی رانده می‌شوند؛ چرا که حق به شهر، بدون تضمین حق به مسکن، در نهایت به یک شعار هنجاری فاقد پشتوانه عینی تقلیل می‌یابد.

با این همه، فقر شهری در ایران را نمی‌توان به بحران افزایش اجاره‌بها و تنگنای مسکن فروکاست. این فقر به‌طور همزمان با گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی و تثبیت محله‌های فرودست درون‌شهری، ابعاد پیچیده‌تری یافته است. بر پایه برخی گزارش‌های مبتنی بر داده‌های رسمی، جمعیت ساکن در سکونتگاه‌های غیررسمی از حدود ۱۰‌میلیون نفر در سال ۱۳۹۰ به ۱۲.۵میلیون نفر در سال۱۳۹۸ افزایش یافته و حدود ۲۰درصد جمعیت شهری را دربرگرفته است. در گزارشی دیگر نیز از شناسایی حدود ۶.۲میلیون نفر در محله‌ها و پهنه‌های حاشیه‌ای و غیررسمی در سرشماری۱۳۹۵ سخن به میان آمده است. فارغ از تفاوت‌های روش‌شناختی این برآوردها، دلالت مشترک آنها روشن است؛ حاشیه‌نشینی در ایران دیگر یک وضعیت استثنایی، انتقالی یا موقتی نیست، بلکه به جزء تثبیت‌شده‌ای از منطق سازمان فضایی شهر ایرانی بدل شده است.

با این حال، باز هم نمی توان مساله را صرفا در گسترش فقر در حواشی پیرامونی شهرها خلاصه کرد. همان‌گونه که دکتر محمدسعید ایزدی در مصاحبه‌اش با اکوایران اشاره می‌کند، بخشی از فقر شهری در هسته‌های تاریخی و مرکزی شهرها رسوب می‌کند؛ فضاهایی که در نتیجه فرسودگی کالبدی، افت سرمایه‌گذاری، تخلیه تدریجی جمعیت و کاهش کیفیت زیرساخت و خدمات، به‌مرور به کانون‌های فرودستی بدل می‌شوند. در اینجا با پدیده‌ای مواجهیم که می‌توان آن را «حاشیه در مرکز» نامید؛ یعنی نوعی از حاشیه‌‌نشینی که نه در لبه جغرافیایی شهر، بلکه در متن و میانه آن تولید می‌شود. اهمیت این مفهوم برای تحلیل شهرهای ایران در آن است که دوگانه کلاسیک «مرکز برخوردار/حاشیه محروم» را به چالش می‌کشد. در وضعیت کنونی، ممکن است محله‌ای از حیث مکان‌یابی فضایی در مرکز شهر واقع شده باشد، اما از نظر کیفیت زیست، دسترسی به خدمات، ظرفیت بازتولید اجتماعی و منزلت فضایی، در حاشیه‌ای‌ترین موقعیت ممکن قرار گیرد. از این منظر، حاشیه‌‌نشینی بیش از آنکه صرفا یک موقعیت مکانی باشد، نوعی وضعیت ساختاریِ محرومیت‌یافته است.

در این میان، سیاستگذاری شهری در ایران غالبا با نوعی نگاه کالبدمحور، تقلیل‌گرایانه و شیء‌انگار به مساله مواجه شده است. به‌جای آنکه فقر شهری به‌مثابه برونداد همزمان مناسبات نابرابر بازار مسکن، شکاف‌های درآمدی، تمرکز فضایی خدمات، برنامه‌ریزی ناعادلانه و ضعف حکمرانی شهری فهم شود، به «مشکل سکونتگاه‌های غیررسمی» یا «بافت فرسوده» تقلیل یافته است. پیامد این تقلیل‌گرایی آن است که مداخله عمومی بیش از آنکه معطوف به سازوکارهای مولد فقر باشد، به سطوح ظاهری و نمودهای فیزیکی آن معطوف می‌شود. برای نمونه، هنگامی که هدف اصلی نوسازی یک محله به بهبود نما، تعریض معبر یا بازآرایی کالبدی محدود شود، اما مسائل اشتغال، حمل‌ونقل، آموزش، سلامت، امنیت معیشتی و ظرفیت بازتولید اجتماعی ساکنان نادیده گرفته شود، حاصل کار چیزی جز بازآرایی فرم و تثبیت فرودستی نخواهد بود. به بیان دیگر، با نوعی وضعیت مواجهیم که می‌توان آن را «ترمیم پوسته و بازتولید محرومیت» نامید؛ دیوارها نوسازی می‌شوند، اما زیست جهان ساکنان همچنان در مدار کم‌امکانی بازتولید می‌شود.

نکته مهم دیگر آن است که فقر شهری در ایران واجد خصلتی بین‌نسلی و بازتولیدشونده شده است. هنگامی که خانوار ناگزیر می‌شود بخش مسلطی از درآمد خود را صرف اجاره یا هزینه‌های مسکن کند، به‌طور همزمان ظرفیت پس‌انداز، امکان انباشت سرمایه فرهنگی، فرصت ارتقای مهارتی، سرمایه‌گذاری آموزشی و حتی امکان جابه‌جایی مکانی خود را از دست می‌دهد. این به آن معناست که فقر نه فقط اکنون زندگی، بلکه آینده و افق تحرک اجتماعی را نیز مستعمره می‌کند. کودکی که در محله‌ای فرودست رشد می‌کند، صرفا با کمبود امکانات آموزشی مواجه نیست؛ او درون شبکه‌ای از محرومیت‌های درهم‌تنیده جامعه‌پذیر می‌شود؛ مدرسه‌ای کم‌کیفیت‌تر، حمل‌ونقلی فرسوده‌تر، فضای عمومی محدودتر، اضطرابی مزمن‌تر، فرصت‌های شغلی نحیف‌تر، و افق زندگی‌ای تنگ‌تر. از همین‌جاست که مفهوم «زیست‌فروکاه» اهمیت می‌یابد: حیات اجتماعی نه به‌صورت دفعی، بلکه از خلال سازوکارهای فرسایشی، انباشتی و ساختاری کوچک و کوچک‌تر می‌شود.

اگر بخواهیم این وضعیت را در سطح نظری صورت‌بندی کنیم، ناگزیر باید از تبیین‌های تک‌عاملی عبور کنیم. این پدیده حاصل برهم‌کنش چندین فرآیند ساختاری است؛ رانتی‌شدن زمین و مسکن، تورم مزمن دارایی‌های شهری، تمرکز فرصت‌های شغلی در چند کلان‌شهر، ضعف نظام مسکن اجتماعی، گسترش اشتغال غیررسمی و نابرابری فضایی در توزیع خدمات و زیرساخت‌ها. به تعبیر دیگر، شهر برای گروهی به سازوکار انباشت و تولید ثروت بدل شده و برای گروهی دیگر به ماشین بلع مستمر درآمد و فرسایش امکانات زیستن. هرچه شهر گران‌تر، متراکم‌تر و نامتوازن‌تر می‌شود، شکاف میان «ساکن بودن» و «شهروند بودن» نیز عمیق‌تر می‌شود. ممکن است فردی در شهر زندگی کند، اما از مدرسه مناسب، درمانگاه در دسترس، فضای سبز، امنیت، تحرک‌پذیری قابل اتکا و مسکن باثبات محروم باشد؛ این دقیقا همان جایی است که فقر شهری از حدود سنجه‌های کلاسیک فقر مطلق فراتر می‌رود و به صورت نوعی محرومیت چندبعدی فضامند آشکار می‌شود.

بر این اساس، راه‌حل مساله نیز نمی‌تواند به افزایش صرفِ ساخت‌وساز یا مداخلات عمرانی محدود شود. سیاست شهری اگر بخواهد واقعا با فقر شهری درگیر شود، باید از منطق «تخریب/نوسازی» فاصله بگیرد و به سمت توزیع عادلانه فرصت‌های شهری حرکت کند. این امر مستلزم مداخله در سازوکار بازار زمین و مسکن، توسعه واقعی مسکن استطاعت‌پذیر، ارتقای خدمات عمومی در محلات فرودست، تقویت حمل‌ونقل عمومی و به‌رسمیت‌شناختن ساکنان سکونتگاه‌های غیررسمی به‌مثابه سوژه‌های حق‌مند شهری است، نه به‌مثابه مساله‌ای امنیتی یا مدیریتی. در غیاب چنین چرخشی، فقر شهری همچنان در کالبد شهر ته‌نشین می‌شود و در هر دوره فقط صورت فضایی و نمادین خود را تغییر می‌دهد.

در نهایت، شاید مهم‌ترین نکته آن باشد که فقر شهری در ایران را نباید صرفا یک «عارضه حاشیه‌ای» تلقی کرد، بلکه باید آن را بخشی از منطق مسلط تولید و سازمان‌دهی شهر دانست. شهری که برای تداوم رشد خود، بخشی از جمعیت را به حاشیه می‌راند، بخشی را در درون خود فرسوده می‌کند و بخشی دیگر را در وضعیت تعلیق دائمی نگه می‌دارد، در حقیقت از درون نابرابری تولید می‌کند. مفهوم «زیست‌فروکاه» تلاشی است برای نام‌گذاری همین سازوکار: شهری که زندگی را به حداقل‌های ممکن تقلیل می‌دهد، اما همچنان از ساکنانش انتظار دارد در آن بمانند، کار کنند، مصرف کنند و دوام بیاورند. در این نقطه، مساله دیگر صرفا فقر نیست؛ مساله، شکل خاصی از شهرِ نابرابر است که فرودستی را نه در حاشیه، بلکه در متن منطق بازتولید خود حمل می‌کند.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد